نورخواري در الهیسم(قسمت دوم)
نورخواري يكي از روشهاي elahism باطني (روحزايي) است كه قدمت آن همچون ديگر شيوههاي روحزايي به هزاران سال ميرسد. حتي در دانش مدرن هم نوردرماني بهعنوان يكي از روشهاي پزشكي مكمل بهكار ميرود با اين توضيح كه تفاوتهاي زيادي ميان نوردرماني بهمعناي مصطلح آن و نوردرماني elahism (نورخواري) وجود دارد از جمله اينكه در نوردرماني رايج تأكيد عمده بر استفاده از نور خورشيد و نيز اشكال رنگي ـ نور خورشيد ميباشد. اصليترين توصيهاي كه در نوردرماني رايج وجود دارد استفاده از حمام آفتاب است اما آنچه در روحزايي با عنوان نورخواري ميشناسيم داراي جنبههاي بسياري است كه صرفاً يكي از اين جنبهها نورگيري مستقيم از خورشيد است. در نورخواري روحزايي علاوهبر نورگيري مستقيم از خورشيد، روشهاي غيرمستقيمِ بهرهگيري از خورشيد و نيز نورگيري از ستارگان نيز وجود دارد. اين مرحله از نورخواري نورخواري ارضي و ظاهري محسوب ميشود. استفاده از انواع چيزهايي كه نوراني محسوب شده و نور را در خود ذخيره كردهاند ميتواند از راههاي غير مستقيم ـ برخورداري از نور خورشيد و ستارگان باشد. خوردن ميوهها، گياهان، آب چشمهها، جوانة گندم و گياهان ديگر، عسل، روغنهاي گياهي و بهويژه روغن زيتون (…) تماس داشتن با خاك، درختان، كوهها و آبهاي زنده(1) (و بهطوركلي گشت و گذار در كوه و طبيعت) و همچنين راهپيمايي در زير نور ستارگان و در زير برف و باران(2) از جمله راههاي غيرمستقيم نورخواري ارضي است. سطح دوم نوريافتگي نورخواري سماوي و باطني است. در اين سطح فرد تلاش ميكند تا خود را هر چه بيشتر از نورِ دروني بهرهمند سازد و نورِ هر چه بيشتري را در درون خود ذخيره نمايد. علاوهبر روش تغذيه و تماسهاي نوراني (به ترتيبي كه گفته شد) سطح درونيتر اين تماس و تغذيه در حوزة نورخواري باطني قرار داشته و در اين راستا تأثيرات واضح و فاحشي دارد. براساس تعليمات، امر استفاده از مراقبههاي نوراني، انديشههاي نوراني، كلام نوراني و در رأس آن كلمات نوراني كه همانا نامهاي نوراني خداوند است، از شيوههاي نورخواري باطني محسوب ميشود كه در توصيههاي كاربردي نورخواري وجود دارد. دربارة اين روشها و روشهاي ديگر نورخواري آنچه گفته شد اشارة گذرايي بود كه نياز به شرح و توضيح كافي دارد و البته اين توضيح خارج از ظرفيت اين معرفي كوتاه است. اما قبل از خاتمة اين گفتار بهتر است براي آشنايي هر چه بيشتر با نورخواري (در روحزايي) چند آموزة مرتبط با آن بيان شود.
به نور ارضي و ظاهري راضي نشو و از نور سماوي و باطن سرشار شو. آن وقت است كه نور خدا، نور زنده و زندهكننده، نور زندگي در تو پديدار ميشود و زندگي ميكند. هم از نور خورشيد بخور و هم از ستارگان كه اين نورها يكسان نيستند اما اصل نورخواري را در تغذيه از نور خدا نگاهدار. براي نورخواري، از غذاهاي زنده و نوراني تغذيه كن چيزهاي نوراني بخور، كلام نوراني بگو و به انديشههاي نوراني بينديش. پس غذاهاي ظلماني و مرده را كه نور را ميزدايند و در خود ميبلعند ترك كن. چيزهايي كه نور را در خود صيد كردهاند تو آنها را صيد كن. ميوهها و گياهان و آبهاي نور گرفته … (1)
روح ميتواند مانند آسمان صاف و بدون باران باشد و يا اينكه دچار ابرناكي شود و ابر نوراني در آن پديدار شود و بارشهاي نوراني فروريزند.(2)
بدن انسان پر از حجابهاي ظلماني است كه جلوي جريان يافتن نور، جلوي ورود نور و تابش نور را ميگيرند. اين حجابهاي ظلماني خيلي راحتتر از آنطوري كه ساخته ميشوند از بين رفتنياند.(3)
وقتي به غذاي خود نگاه ميكنيد نور را در آن بيابيد و ببينيد كه نور غذا را ميخوريد. بنابراين هنگامي كه تاريكي را در غذاي خود ديديد آن را نخوريد و به كسي ندهيد كه بخورد. بگذاريد روحهاي تاريك از آن تناول كنند چون به آن نيازمندند.(4