بپرس خوبترين كدام است؟

(بايست و بدان، آنگاه برو)


قبل از انجام کارها لحظاتي مکث کن و بپرس خوب‌ترين کدام است؟
به اين معني که شتابزده واکنش نشان نده. واکنش فوري خوب است اما و اکنش شتابزده مخرب است. لحظه‌اي توقف کن و ببين خوب‌ترين کار ممکن چيست؟ و چکار بايد کرد؟
اکثر انسان‌ها به اولين چيزي که به ذهنشان ميرسد عمل مي‌کنند يا اينکه حتي چيزي به ذهنشان نمي‌رسد بلکه بر اساس عادات ريشه دار دست به عمل مي‌زنند. اين رويه که يکي از عناصر ايجاد ناداني است را کمتر کن و به توقف برسان.
حوزه‌ي انتخاب خود را وسيع‌تر کن و تنها به اولين فکر که غالباٌ هم سطحي و هيجاني و ناپخته است، اکتفا نکن. انديشه‌هاي بيشتري را به ميدان بکش و ايده‌هاي موازي ديگر را هم از نگاهت بگذران، پس فرصت مي‌يابي که بهترين انتخاب ممکن را و نه الزاماٌ بهترين انتخاب را داشته باشي. به مرور اين حوزه را بازتر کن.
بجاي يک راه، راه‌هاي متعدد و بجاي يک روش، روش‌هاي گوناگون را را در نظر بگير و به آنچه از ساير شيوه‌ها خوبتر است عمل کن. اکثراٌ از ميان راه‌هاي بسيار، اغلب، بدترين را انتخاب مي‌کنند و از اين طريق، بدترين سرنوشت‌ها را براي خود رقم مي‌زنند.
آنچه در ابتداي اين کار ضرورت بيشتري دارد، جهت گيري ذهن تو و تغيير  هم‌گرايي جهت‌هاي پراکنده‌ي ذهن تو است. مهم اين است که تو پيوسته خوب‌ترين را مي‌خواهي و در جستجوي خوب‌ترين هستي و استقرار همين موضع امکان خوب بودن و خوب زيستن را عملي‌تر مي‌گرداند و تو را بيشتر به آن سمت مي‌برد و خوبي‌ها را بيشتر به جانب تو مي‌آورد.
اينکار را با موضوعات هرچه بيشتري انجام بده و بعد از مدتي مداومت ذهن تو خودبخود آنرا انجام مي‌دهد وقتي در آن مستقر شدي کيفيت آنرا افزايش بده که شروع آن به تفسير و تعبيري است که از خوب و خوب‌ترين داري. پس معني خوبتر را عميق‌تر درک کن. ممکن است خوبتر يکي در برابر خوبتر ديگري، مقايسه‌ي يار و دار باشد . . .
به اندازه‌اي که حالا مي‌داني و مي‌تواني عمل کن و در عمل به خوب‌ترين مطلق گرايي نکن. اصرار نداشته باش که حتماٌ خوب‌ترين و کامل‌ترين و تواماً حقيقي‌ترين نظر ممکن را در آن واحد بيابي که اين بسيار بعيد است بلکه خوب‌ترين که از «ناحيه‌ي روح» به تو عرضه مي‌شود چه ذهناً و چه عيناً متناسب با آن چيزيست که هستي و آنچه در تو مي‌گذرد و از تو صادر مي‌شود. خوب‌ترين داراي معاني بسيار و در نهايت يکيست ولي يکي از اولين معاني آن هماهنگ‌ترين است . . .
تحت فشار و هيجانزدگي و اجبار انتخاب نکن. در آشفتگي و ابهام و تاريکي تصميم نگير و انتخاب نکن و دست به عمل نزن . . .