كار خداست نه من

در مدت ده پانزده سال گذشته من هرگز از ايليا نشنيدم كه اخبار مكتوم را به خود منتسب كند.او اتفاقات خارق العاده اي را كه مردم در ارتباط با او تجربه مي كردند به خود نسبت نمي داد و گاهي حتي ارتباط شخصي خود را با آنها زير سوال مي برد. از نگاه او همۀ اين اتفاقات خارق العاده و نشانه هاي بزرگ كار خداست نه كار خدمتگزار خدا و او خود را هميشه تسليم و خدمتگزار خدا مي دانست. گزارش هاي مردم و شاهدان عيني در بارۀ حوادث خارق العاده اي كه از طريق ايليا اتفاق مي افتاد به حدي زياد و متنوع بود كه ما گروهي را مأمور ثبت، مستند سازي و بررسي اين گزارش ها كرديم. بسياري از اتفاقات بدون حضور فيزيكي او و صرفاً از طريق ارتباط دروني و روحي فرد مربوطه رخ داده بود. حجم وقايع خارق العاده و نشانه هاي عجيبي كه بدون حضور ايليا اما در ارتباط با او رخ داده بود و رخ مي داد، بسيار بيشتر از تعداد اتفاقاتي بود كه حضوراً و توسط مردم و شاهدان تجربه شده بود.

بسياري گزارش دادند كه در خواب روياي ايليا را ديده اند كه آنها را شفا داده است و وقتي كه از خواب بيدار شده اند شفا يافته اند. بعضي ها گزارش مي كردند كه او را ديده اند و با او حرف زده اند و شاهد اتفاقي عجيب بوده اند اما بعداً متوجه شده اند كه در همان زمان، ايليا در مكاني ديگر و با عده اي از افراد ديگر بوده است. روياهايي كه مردم از نقاط مختلف دنيا در بارۀ ايليا مي ديدند و به گروه مستندسازي ظهي اطلاع مي دادند، براستي حيرت انگيز بود. بسياري از اين روياها را افرادي ديده بودند كه پيش از آن چيزي در بارۀ ايليا نمي دانستند و او را نمي شناختند يا حتي نام او را هم نشنيده بودند. در چنين مواقعي وقتي آنها ايليا را براي اولين بار مي ديدند شوكه مي شدند... ما همۀ اين گزارش ها را به طرق مختلف ثبت و ضبط كرديم. طي ده پانزده سال گذشته صدها ساعت فيلم مستند تهيه شد كه محتواي آن گزارش هاي شاهدان عيني و مردمي بود كه چنين نشانه هاي بزرگ و وقايع خارق العاده اي را تجربه كرده بودند.

با اينحال ايليا هرگز شخص خود را علت اين وقايع نمي دانست و همۀ آنها را كار خدا مي دانست. گاهي به صراحت مي گفت كه من هيچ كاره ام. يا مي گفت من چنين كاري نكرده ام اما هزاران شاهد گواهي مي دهند كه آنچه تجربه كرده اند از طريق او بوده است. ايليا اين اتفاقات بزرگ و حيرت انگيز را كار خداوند مي داند كه از طريق روح خدا به انجام رسيده است. شايد اين تنها دليل آن نباشد كه ايليا اين نشانه هاي بزرگ را انكار مي كند، شايد وحشت از بت سازي و تبديل شدن به بت يكي ديگر از علل اين موضوع باشد چون از يك طرف آنچه ايليا در ارتباط با اين اتفاقات خارق العاده كه هزاران شاهد و تجربه كننده داشته است مي گويد، واقعيتي بديهي است كه او شدتي ديگر به آنها مي دهد.

معلوم است كه همه چيز كار خداست و انسان در همۀ امور هيچ كاره است. پس چرا سعي دارد خود را از پذيرش مسئوليت اين اعمال و نشانه هاي بزرگ كنار بكشد. ديدگاه ما اين است كه لااقل يكي از مهم ترين و شايد مهم ترين دليل، جلوگيري از بت سازي و حركت در مسير لااله الا الله باشد. حجم مستندات، تعداد شاهدان، تنوع اتفاقات، ويژگي هاي آنچه رخ داده به حدي است كه حتي اگر ايليا مانند پانزده سال گذشته، شخص خود را از اين اتفاقات بزرگ تفكيك و نقش خود را انكار كند، چيزي جز افزايش ايمان و ارتباط اهل ايمان نتيجۀ آن نيست. مسئلۀ ديگر اين است كه نتيجۀ انكارهاي ايليا در پانزده سال گذشته هميشه افزايش ايمان و تعميق رابطۀ اهل ايمان و معرفت بوده است. شايد اين بركت خدا باشد. بركتي كه خداوند به بندۀ تسليم و خدمتگزار خود مي دهد كه حتي نه گفتن هاي او به بله گفتن هاي روحي و قلبي وعقلي پيروان او منجر شده است چون براستي ايليا تسليم و خدمتگزار تمام عيار خداست ...

گاهي ايليا بجاي انكار نقش شخصي خود در رخداد اين وقايع بزرگ، سعي داشت تا به سوال كنندگان اين پيام را منتقل كند كه انسان داراي توان نامحدود است. آنچه بخواهد مي تواند، اگر ببيند كه مي تواند پس مي تواند ...

و سعي مي كرد آنهار را به تجربۀ قدرت خداوند، از طريق خود آنها، دعوت كند. در چنين مواردي هم او چيزي را بصورت شخصي تأييد نمي كرد اما محتواي خرفهايش اين بود كه انساني كه تسليم و خدمتگزار خداست قادر به هر كاري است.

« اي فرزند آدم در آنچه به تو مي گويم تسليم من باش تا تو را مانند خود گردانم. من خداوند زنده اي هستم كه به هر چه بگويم باش مي شود ... و تو را زنده مي كنم و مانند خود مي سازم كه به هر چه بگويي باش مي شود.»

و ما در طول اين سالها اتفاقاتي را ديديم و تجربه كرديم كه توسط بعضي از مردم معمولي رخ داده بود. بعضي از مردم گزارش هايي در بارۀ روياهاي خود مي دادند كه وقتي به دليل نشانه ها و تغييرات بعدي مشخص مي شد كه چه عظمتي در روياي آنها (كه گاهي بي ارتباط با استاد هم بود) رخ داده است، دچار حيرت مي شديم. بعضي ها مدعي بودند كه دعاهاي بزرگ آنها مستجاب شده است. بعضي ها به كارهاي خارق العاده اي فقط وفقط بر اثر ايمان جديدي كه كسب كرده بودند، دست زدند و ما گزارش هاي مستند اين افراد را ثبت و ضبط مي كرديم. ايليا مي گفت اگر نگاه انسان تغيير كند همۀ زندگي او تغيير مي كند اگر انديشه هايش عوض شود همۀ چيزهاي زندگي اش عوض مي شود. اگر بينش او متحول شود تمام زندگي اش متحول مي شود ...

 

او تأكيد زيادي داشت به كشف شخصي و باور يا عدم باور را اگر با كشف همراه نباشد غيرموثر و غير تعيين كننده مي دانست. به همين دليل در بيشتر سوالاتي كه در بارۀ مسائل غيرواضح بود، سوال كننده را به كشف كردن دعوت مي كرد و از قضاوت عجولانه باز مي داشت.