گزارشی از ترور فرهنگی استاد ایلیا و جمعیت ال یاسین
یکی از نخنماترین استراتژی های بکار برده شده توسط دایره مذاهب، ترور شخصیت و تهاجمات رسانهای گسترده علیه چهرههای اندیشمند فرهنگی و اجتماعی است. با وجود آنکه اکثر این تهاجمات رسانهای و غیر رسانهای توسط روزنامهها، سایتهای معلومالحال و سخنرانان ناشناس در محافل فرهنگی مانند دانشگاهها صورت میگیرد، اما با کمی دقت و تحلیل وضعیت موجود، میتوان دریافت که دایره مذاهب با خیزش و نفوذ در کالبد فرهنگی جامعه سعی در تخریب دگراندیشان دارد و علت اصلی این نفوذ مخفیانه، نوعی استتار و فرافکنی به قصد گمراهسازی و توجیه است. در این شیوه، دایره مذاهب انواع تهمتها، دروغ ها، کتابچههای جعلی و وارونهنمایی اندیشهها و دیدگاهها را به عنوان ابزار ترور فرهنگی به کار میگیرد تا افکار عمومی را به سمت و سوی دلخواه خود متمایل سازد. اما در مقابل، اکثریت مخاطبان اینگونه همایشهای فرمایشی و سیاه نامهها، تحلیل و موشکافی و تحقیق درباره مباحث طرح شده را مد نظر قرار میدهند تا پذیرش مطلق و کورکورانه را.
از سوی دیگر برای هر جمعیت دگراندیشی واضح است که ترور شخصیت تنها بخش کوچکی از پازل تخریب اجتماعی است و بعد از ترور فرهنگی، برخورد سخت افزاری پیش رو خواهد بود، همانطور که پیش از این نیز استاد ایلیا به دفعات مورد تهدیدات اجتماعی شدیدی قرار گرفته بود. تهدیداتی مانند آبروریزی به هر قیمت و اعدام اجتماعی از طریق همایشها، میزگردها و رادیو و تلویزیون.
اما سوال این جاست که چگونه بدون اثبات جرم یک زندانی عقیدتی میتوان برنامه ترور فرهنگی و توجیه افکار عمومی را به راه انداخت و اتهامات را به عنوان جرم مطرح کرد؟ آیا در قانون اساسی این کار جرمی بزرگتر و شدیدتر در نوع خود نیست؟