استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جستجو
تعداد بازديد : 119215
كاربران آنلاين : 4
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:

اخبارمكتوم

تعداد بازديد: 382

یک گزارش زنده و مستند

او درباره بعضی از وقایع کوچک و بزرگ خبرهای دقیقی را به بعضی از اطرافیان خود داده است که بسیاری از این وقایع اتفاق افتاده‏اند و چگونگی وقوع آنها، دقت بالای این اخبار و نشانه‏ها را تأیید کرده با اینحال تا این زمان او درباره هیچ یک از اخبار مرتبط با خود اظهار نظر نکرده و درباره خود هیچ ادعایی نداشته است. در اینجا ما به یکی از این وقایع مستند که در ارتباط با زلزله ویرانگر بم و زلزله بزرگ جنوب شرقی آسیا است اشاره می‏کنیم.


 اذا زلزلت الارض
شب قبل از زلزله بزرگ و فاجعه وحشت‏انگیز بم که به کشته شدن بیش از سی هزار نفر از مردم و زخمی و آواره و بی‏خانمان شدن دهها هزار نفر منجر شد و شهر تاریخی بم را به کلی ویران کرد، او طی ملاقاتی که حاضران آن حدود دویست نفر بودند، به چند نکته اشاره کرد که در ارتباط با موضوع زلزله بود. از جمله: «خداوندی که در یک لحظه هزاران نفر را نابود کرده است [اشاره به وقایعی از زمانهای کهن] همان خداوندیست که بی‏نهایت بخشنده و مهربان است. این همان خدایی است که تمام یک قوم را در یک آن نابود کرده است... در نظر خداوند، مرگ، تولد است... امشب می‏خواهم کمی شما را بترسانم و هشدار دهم... در این حرفها زلزله هست. اگر لازم باشد خداوند زلزله‏ای قدرتمند ایجاد می‏کند. کنترل زلزله دست خودش است و هر چه بخواهد زیاد می‏کند و خانه‏ها را ویران می‏کند. حتی اگر ساختمان‏ها از فولاد هم باشند این اتفاق می‏افتد. وقتی [زلزله] بیاید اگر پایه‏هایی هم زیر زمین بزنند این پایه‏ها هم نمی‏توانند ساختمان‏ها را نگه دارند».
 در طول این قسمت از صحبتها او به موارد دیگری هم اشاره کرد از جمله کشته شدن چند هزار نفر در زمان حضرت موسی (ع) [بر اثر لرزش زمین و باز شدن آن] و نیز از میان رفتن یک شهر در زمانهای قدیم.
 درواقع چند دقیقه بعد از این صحبت، اولین زلزله در بم اتفاق افتاد [یعنی ساعتهای پایانی پنج شنبه شب] اما این زلزله تلفاتی نداشت. تا صبح، چند بار دیگر در بم زلزله آمد اما زلزله اصلی در ساعت 28/5 بامداد جمعه [چند ساعت بعد از آن ملاقات] اتفاق افتاد که اکثر خانه‏های شهر بم را ویران و شهر بم را به یک مخروبه تبدیل کرد.
 اخبار مربوط به زلزله، پیش از ظهر جمعه [چند ساعت بعد از وقوع] بصورت خبر فوری در تلویزیون اعلام شد.
 پنج شنبه شب [شب قبل از زلزله] بعد از پایان جلسه، او از یکی از همراهان سؤال کرده بود که آیا چیزهایی را که صبح [صبح 5 شنبه]به او گفته است بخاطر دارد و ایشان هم جواب مثبت داده بود. موضوع از این قرار بود که او صبح پنج شنبه [یک روز قبل از زلزله بم ] با ایشان [یکی از همراهان] تماسی تلفنی داشته است و در آن تماس تلفنی با تأکید به زلزله اشاره می‏کند [نقل مطلب از زبان این همراه]: «او پنج شنبه صبح ساعت حدود هفت با من تماس گرفت و پرسید «بیداری؟» و سپس ابتدای سوره زلزال [سوره‏ای که موضوع اصلی آن زلزله است] را خواند و بعد سکوت کرد. این تماس، عجیب و بی‏سابقه بود چون او حرفی نمی‏زد و عموماً سکوت کرده بود فقط اولش به اذا زلزلت الارض [آنگاه که زمین لرزانده شود به سخت‏ترین لرزه‏هایش] اشاره کرد. من منتظر بودم چیزی بگوید، فقط گاهی می‏گفت «بیداری؟» و جمله کوتاه دیگری به اینکه ساعت را دقیقاً یادداشت کنم. در همان فاصله زمانی [یعنی دو سه دقیقه بعد از ابتدای تماس او و اعلام آیه اذا زلزلت الارض تا زمان قطع تماس در ساعت هفت و بیست و پنج دقیقه] دو زلزله در نزدیکی تهران اتفاق افتاد که همه مردم متوجه آن نشدند. بعد از اولین زلزله [که چند دقیقه بعد از خواندن آیه بود] و یک دقیقه قبل از پایان تماس، او گفت «یک دقیقه دیگر تمام می‏شود». من پرسیدم چه چیزی قرار است تمام شود؟ من چکار باید بکنم؟ اما او جوابی نداد. یک دقیقه بعد دومین زلزله که قدرتش از زلزله اول هم بیشتر بود، اتفاق افتاد. بعد از آن، تماس ما بدون توضیح خاصی قطع شد. [این دو زلزله هم تلفاتی نداشتند.]
 چندین نفر دیگر گزارش‏هایی را درباره روزهای قبل از زلزله و در ارتباط با همین موضوع گزارش کرده‏اند، که به آنچه تا اینجا گفته شد کفایت می‏کنیم.
 
فاجعه قرن
 مدت کوتاهی بعد از زلزله بزرگ بم، او با چند تن از نزدیکان، درباره اتفاقی ویرانگر «از سمت آبها و در ساحل» سخن گفت. این واقعه مهیب چند بار دیگر هم گوشزد شد. حدس شنوندگان این بود که ممکن است این حادثه حمله آمریکا به ایران از ناحیه دریای جنوب (دریای عمان و اقیانوس هند) باشد و احتمالاً ناوها و کشتی‏های جنگی آمریکا از این ناحیه حمله خود را به ایران شروع کرده و از سواحل جنوبی به ایران هجوم می‏آورند که البته این حدس، اشتباه بود. حدس دوستان دیگر هم این بود که ممکن است این اتفاق در دریای خزر و سواحل آن بیفتد و حتی براساس این فرض آنها سعی داشتند از رفتن نزدیکان و آشنایان خود به مناطق ساحلی شمال در ماههای پس از زلزله بم، جلوگیری کنند. حدس‏زنی درباره هشدارِ تهدید آبها و نواحی ساحلی طوری شده بود که یکی از افرادی که قصد داشت در مناطق جنوبی ایران و در مجاورت آبهای جنوب (دریای عمان و خلیج فارس) زمین بخرد، با اطلاع از این خبر و تفسیر شخصی آن، از انجام اینکار منصرف شد. اما آنچه خود او دراینباره به روشنی اشاره کرده بود جای خاصی را نشان نمی‏داد و تنها به «آبها و ساحل» اشاره داشت. از چند اشاره دیگر او این احساس بوجود آمد که این حادثه در حال نزدیکتر شدن است. چند بار در نواحی ساحلی ایران طوفانهایی آمد که دوستانی که از این هشدار باخبر بودند، گمان کردند که آن هشدار عملی شده است اما بعد از آن طوفانهای نه چندان قدرتمند هم، کماکان این هشدار وجود داشت. تا در سالگرد زلزله ویرانگر بم، ساعاتی بعد از تولد حضرت عیسی (ع) زلزله‏ای عظیم و استثنایی در اقیانوس، در جنوب شرقی آسیا، اتفاق افتاد که صدها هزار کشته، صدها هزار زخمی و میلیونها نفر را آواره و داغدیده و بی‏خانمان ساخت. گستره خرابی‏ها و کشتارهای این اتفاق چنان بود که فاجعه قرن لقب گرفت. شدت آن به حدی بود که حتی شیب محور چرخش زمین را جابجا کرد و توانست در گردش روز و شب اثر بگذارد... این اتفاق از طرف آبها افتاد همانطور که گفته شده بود. خرابی‏های آن در سواحل آبها بود همانطوری که گفته شده بود. بعد از این اتفاق، دیگر هشدار مربوطه داده نشد و جریان آن خاتمه یافت.
 مشابه چنین واکنش‏هایی (از افرادی که تفسیر شخصی می کنند) در موضوع زلزله بزرگ بم در سال 1382 و آخرین کسوف قرن در سال 1999 هم اتفاق افتاد. تفسیرهای شخصی و عمدتاً اشتباه در بین کسانیکه از اصل موضوع باخبر بودند آنقدر دهان به دهان شد که اصل موضوع فراموش شد و بعد چون تفسیرهای مورد نظر افراد به واقعیت نپیوست آنها در درستی خبر مربوطه شک کردند. مثلاً درباره آخرین کسوف قرن که در تابستان 1999 اتفاق افتاده بود، بعضی‏ها از مدتها قبل از کسوف، از او نقل قول می‏کردند که این کسوف همراه با زلزله و طوفان خواهد بود بنابراین در زمان کسوف از شهر و خانه فرار کردند چون گمانشان این بود که زلزله و طوفان می‏آید. حتی بعضی‏ها به بالای کوه رفته بودند. اما در زمان کسوف چنین اتفاقی نیفتاد البته کسی هم نگفته بود که در زمان کسوف چنین اتفاقی می‏افتد. ولی کسوف نقطه شروعی بود برای زلزله‏های بسیار و طوفانها. مدت کوتاهی پس از کسوف زلزله‏ها شروع شدند. چندین زلزله در ترکیه که دهها هزار کشته بجا گذاشت. چندین زلزله در یونان. زلزله‏هایی در تایوان که این نیز خود کشته‏ها و زخمی‏های بسیاری داد... از طوفان هم می‏توان به طوفان فلوید در آمریکا اشاره کرد که بیش از دو میلیون نفر را از خانه‏های خود فراری داد، شهرهای در مسیر خود را فلج ساخت و حتی سازمان ملل را نیز به هنگام عبور خود، تعطیل کرد. نتیجه آن هم خسارات و هلاک شدگان بود.
 در ارتباط با زلزله ویرانگر 9/8 ریشتری آسیا، نشانه‏های دیگری نیز بویژه در روزهای قبل از زلزله در ارتباط با او گزارش شد مثلاً یکی از گزارش‏دهندگان تجربه خود را اینطور بیان کرد:
 یکی از روزهای قبل از زلزله 9/8 ریشتری جنوب شرقی آسیا که همراه او بودم او مرا در تجربه‏ای عجیب قرار داد. او به قصد فراخواندن پرندگان به انگشتانش دمید و ناگهان و به یکباره هزاران هزار کلاغ در آسمان پدیدار شدند و ابر سیاه و بزرگی از کلاغ در آسمان بوجود آمد.انگار کلاغها از آسمان می ریختند. ظاهرا کلاغ‏ها از جایی نمی‏آمدند بلکه ناگهان در آسمان ظاهر می‏شدند. کلاغ‏ها که آسمان بالای سرمان را سیاه کرده بودند، بالای سر ما می‏چرخیدند و فریاد می‏زدند. سپس او دوباره به سمت کلاغ‏ها فوت کرد به قصد آنکه آنها را از آنجا دور کند. ناگهان و به سرعت همه آن چند هزار کلاغ بلافاصله پس از دمیدن او از بالای سرِ ما دور شدند و اثری از آنها در آسمان نماند.
فردای آن روز که همچنان همراه او بودم برای چند لحظه دیدم که چهره او بطرز بیسابقه‏ای تغییر حالات داد... توضیح داد و گفت: «وقتی روح ... تکان می‏خورد... وقتی تکان می‏خورد هماهنگ با جهان و کائنات تکان می‏خورد. الان هم که تکان خورد، باید منتظر بود تا چیزی در زمین تکان بخورد. تکانی شدید».
 شاید این نشانه به خودی خود ارتباطی با موضوع نداشته باشد اما دو روز بعد از زلزله وقتی در نامه‏های ارسالی متوجه شدیم که چند ماه قبل یک نفر ردّ این موضوع را در رؤیا دیده است و همان زمان رؤیای خود را نوشته و ارسال کرده است، فهمیدیم که این نشانه یا نشانه‏های ظاهراً بی‏ارتباط دیگری که در روزهای قبل از زلزله بزرگ آسیا بروز کرده است با این واقعه بی‏ارتباط نبوده‏اند. رؤیایی که فرد مذکور،(خانم م. میلانی) بدون ارتباط با گزارش‏دهنده تجربه مربوط به کلاغ‏ها ، چند ماه قبل از زلزله آسیا ارسال کرده بود به این شرح است.
(عین متن رؤیا) چند شب پیش خواب عجیبی دیدم... پنجشنبه 13 ماه رمضان 82 بود.
به تنهایی سوار بر اتوبوسی بودم که سرنشینان زیادی داشت. به کجا می‏رفتم نمی‏دانم. در راه بودیم که اتوبوس حرکتش را آرام کرد.
من در سمت راست اتوبوس، کنار پنجره نشسته بودم و به بیرون نگاه می‏کردم. همه سرنشینان انگار که اتفاقی افتاده باشد به کنار پنجره آمدند و به بیرون خیره شدند و آرام با هم صحبت می‏کردند. انگار همه از چیزی مطلع بودند... در کنار جاده بلندی بود که پوشیده شده بود از خزه‏های سبز... و از این خزه‏ها آب پایین می‏ریخت. علتش را پرسیدم و راننده اتوبوس گفت که بالای آن بلندی زلزله شهر را خراب کرده و سیل هم از طرفی شهر را در خودش فرو برده، کل شهر خراب شده و از ساکنین شهر کسی زنده نمانده. من چیزی نمی‏دیدم چون ارتفاع بلندی نسبت به جاده داشت فقط گله کلاغها را می‏دیدم که بالای شهر دسته دسته بالا و پایین می‏رفتند. گویی برای جنازه‏ها آنجا جمع شده بودند. منظره وحشتناکی بود. تعداد کلاغها به قدری زیاد بود که انگار آسمان از ابرهای سیاه پوشیده شده بود.

اعتبار خبر زلزله
اگر بخواهیم صرفاً درباره اعتبار خبر مربوط به زلزله بم بدانیم باید گفت که از یکی دو روز قبل از زلزله او چندین بار موضوع زلزله را به چند نفر هشدار داده است از طرفی شب قبل از زلزله او ملاقاتی را با حدود دویست نفر از افراد داشته است و در این ملاقات که صدا و تصویر آن ضبط شده و موجود است، مطالبی را درباره زلزله‏ای ویرانگر می‏گوید. شهادت همه آن حاضران و شهادت فیلم مستند و زنده‏ای که در اینباره هست می‏تواند کاملاً گویا و کافی باشد. اما اخبار بسیار دیگری درباره او وجود دارد که حاکی از تجارب بزرگی است که افراد مختلف از او داشته‏اند. عظمت و بزرگی بعضی از این تجارب و نشانه‏ها آنقدر بزرگ‏تر از موضوع زلزله بم است که صرفا با استناد به آنها می‏توان به اعتبار کامل موضوع زلزله بم اعتراف کرد. درباره دیگر اخبار مشابه هم، همین موضوع صادق است.

رویاها می گویند
مدتها پس از اعلام هشدار مربوط به تهدید «آبها و ساحل»، بعضی از شاگردان او، بی‏آنکه از چنین هشداری مطلع باشند، موضوعات مرتبط با این اتفاق را در خواب دیدند و بصورت نامه ارسال کردند. در اینجا به دو نمونه از رؤیاهای مرتبط با زلزله بم و سه مورد از رؤیاهای مرتبط با زلزله بزرگ آسیا اشاره می‏کنیم که در هر دو موضوع، مدتها قبل از وقوع فاجعه دیده و گزارش شده‏اند.

دو نمونه از رؤیاهای مربوط به واقعه بم
 خانم «مرجان.ب» شب قبل از زلزله بم این رؤیا را می‏بیند:
«ساختمانهای سوخته‏ای را در خواب دیدم و در خواب با خودم می‏گفتم که این ساختمانها قرار است فرو بریزند. چرا؟»
 آقای «سعید.ش» در شرح رؤیای خود در تاریخ 28/1/82 یعنی 253 روز قبل از زلزله بم آن را ثبت و ارسال می‏کند می گوید:«شخص بزرگی را در خواب دیدم... به من گفته بود که در روز فلان یک اتفاق بزرگ خواهد افتاد و آن اتفاق این است که همه درختان می‏افتند بر روی زمین. من متوجه شدم که وعده وقوع این اتفاق در قرآن نیز در یک آیه آمده است [احتمالاً اشاره به سوره زلزال]. روز وقوع فرا رسید [در خواب] و ما و جمعی از بستگان در حیاطی بودیم که شبیه باغ بود و زمین‏ها پر از درختان شبیه نخل بود [یادآور اینکه در بم، درختان نخل فراوان است و خرما که محصول درخت نخل است یکی از نمادهای اصلی شهر بم است ]من آن موضوع [وعده اتفاق] را فراموش کرده بودم. ناگهان یکی از درختان بلند حیاط از پایین تا شد و شروع به سقوط کرد و من شوکه شده بودم [در تفسیر رؤیا، چون درخت از پایین به بالا ضربه دیده و سقوط کرده به معنی آن است که نیرویی از سمت زمین به آن وارد شده است نه از سمت هوا مانند طوفان. ضمنا نیروی زمین عموماً بصورت زلزله وارد می‏شود] و بعد دیدم همه درختان شروع به سقوط کردند و دیدم همه درختان خوابیدند و هیچ درخت ایستاده‏ای دیده نمی‏شد [طبق نمادهای رؤیا، درختان، در اینجا می‏توانند نماد ساختمانها باشند] این یک دگرگونی بزرگ بود. خیلی‏ها مردند و خیلی جاها آتش گرفت.»
 
سه مثال از رؤیاهای ارسال شده درباره زلزله بزرگ آسیا
 مورد اول: مربوط به «ل.خانجانی» است که در حدود 6 ماه قبل از زلزله آسیا ارسال شده است.
 عین متن رؤیا: «چند شب پیش (صبح روز جمعه) 19 تیر [1383] خواب دیدم که زلزله آمده و خانه‏ها خراب شده است البته خانه ما [در شهر تهران] سالم بود و کسی نبود که مردم را از زیر آوار بیرون بیاورد. آسمان ابری بود، ابرهای خاکستری. به نظر می‏رسید چهار جزیره در جنوب ایران [یادآور کشورهای ساحلی اندونزی، سری لانکا، تایلند و هند در جنوب و جنوب شرقی آسیا که شدیداً در معرض تسونامی بودند] به زیر آب رفته... ما منتظر اتفاقی بودیم که به آن چهار جزیره مربوط می‏شد.»
 مورد دوم: مربوط به «س.ا» که چند ماه قبل از زلزله آسیا ثبت و فرستاده شده.
 عین رؤیا: «شب عید غدیر بود بعد از مراسم دعا حال خوبی داشتم. خوابیدم و آن شب خواب عجیبی دیدم. در خواب همهمه عجیبی بود. به بیرون از خانه آمدم. همه هراسان بودند و به سمتی می‏دویدند. سؤال کردم چه خبر است؟ جواب دادند که قرار است بلایی نازل شود و گفته‏اند که قرار است شهر با سیل ویران شود. هر کس وسیله‏ای از زندگی‏اش را با خود حمل می‏کرد. با مردم همراه شدم. به بالای تپه‏ای رسیدیم [به بالای تپه رفتن می‏تواند برای فرار از هجوم سیل و آب باشد] و همگی به سمت آسمان خیره شده بودند و ناگهان صداهای وحشتناک رعد و برق شنیده شد و ابری سیاه و قطور از سمت جنوب تهران [به جهت جغرافیایی جنوب توجه شود] نمایان شد که خیلی تیره بود و با اینکه فاصله زیادی با ما داشت ولی آسمان تیره شده بود. در همان حال من فریاد زدم بلا نازل شد و دیگر همه چیز تمام شد، بیایید در این لحظات آخر از خدا طلب رحمت و بخشایش کنیم، شاید که مورد رحمت واقع شویم؛ و سپس من دستانم را رو به آسمان بلند کردم و با تضرع الرحمن و الرحیم را می‏خواندم. یکباره صاعقه‏های شدیدی از لابلای ابرهای سیاه ساختمانهای بلند را مورد اصابت قرار داد و ساختمانها را از نیمه منهدم می‏ساخت. اطرافیان همراه با من با صدای بلند، الرحمن و الرحیم را تکرار می‏کردند و طلب بخشایش می‏کردند که یکباره صدای رعدآسای صاعقه‏ها ساکت شد. در خواب احساس کردم که مورد بخشایش و رحمت پروردگار واقع شدیم و از نزول بلا جلوگیری شد ولی همچنان ابرهای سیاه که تمامی آسمان جنوب تهران را احاطه کرده بود بر جای خود باقی ماندند.»
 در مورد سوم قسمتی از متن رؤیای خانم «م.پ» را ذکر می‏کنیم که آن هم چند ماه قبل از زلزله جنوب شرقی آسیا ارسال شد.
قسمتی از عین رویا: خواب دیدم که در دهکده‏ای ساحلی هستم. خانه‏ای ویلایی وجود دارد که جلواش دریا و پشتش اصطبل اسب می‏باشد. دریا آرام و آسمان آبی و صاف بود. میان آسمان در بالای دریا صفحه‏ای مستطیل شکل وجود داشت که در آن آینده را نشان می‏داد. تنها چیزی که یادم است این است که در آن مانیتور بدون قاب، دریا خروشان و طوفانی و قهوه‏ای رنگ بود و آسمان قرمز. همه جا به هم ریخته بود. اسبها فرار می‏کردند [یادآور این مطلب که در زلزله 9/8 ریشتری علی رغم پیدا شدن جسد بیش از صدها هزار نفر، در عین شگفتی ناظران، جسد حیوانات وحشی مشاهده نشد. از دید کارشناسان، این حیوانات به دلیل برخورداری از حس ششم، پیش از وقوع زلزله و هجوم امواج اقیانوس، از آن مطلع شده و به مکانهای امن پناه برده بودند].
 
 علاوه بر نمونه‏هایی که ذکر شد رویاهای زیادی درباره موضوعات مختلف و بویژه چند واقعه مهم توسط افراد مختلف ارسال شد. درواقع می‏توان گفت رؤیاها راهی برای دریافت اخبار غیبی و باخبر شدن از اسرار است منتهی در این میان چند مسئله می‏توانند فضای کار را تیره و مبهم کنند. اینکه رؤیای چه کسی درست است و چه کسی نیست؟ آیا ما آنچه بخواهیم می‏توانیم از طریق رؤیا مطلع شویم یا اینکه وقتی که قرار است از چیزهایی خاص مطلع شویم روش رویا عمل می‏کند؟ چگونه می‏توان تفسیر و تعبیر درستی از رؤیاها داشت؟ آیا هر کسی می‏تواند رؤیاهای واقعی ببیند؟ فاصله بین واقعیت داشتن و ادعا کردن چیست؟ رؤیاها یکی از اصلی‏ترین راههای ارتباطی انسان با جهان اسرار شمرده می‏شوند. دری که در اکثر مردم به سختی بسته و مهر و موم شده است و با اینحال دری که می‏توان آنرا به آرامی دوباره باز کرد و از اسرار جهانها، از آینده‏ها، از گذشته‏های فراموش شده، از چیزهایی که باید بدانیم و نمی‏دانیم، بنا بر مصلحت الهی مطلع شد. اما نباید با بروز یک یا چند تجربه، فوراً به این نتیجه رسید که در باز شده است چون همین تلقی نادرست به بسته ماندن در کمک می‏کند و باز شدن آنرا مشکل‏تر می‏سازد. رؤیاهایی که در این گفتار ذکر آنها رفت مربوط به اشخاص غیررؤیابین بود بنابراین می‏توان تصور کرد که افراد رؤیابین قادرند با دقت و احاطه بسیار بیشتری از وقایع مهم و تغییرات خبر دهند.
 و اما در مورد مسئله‏ای به نام زلزله تهران که در میان مردم شایع است. آیا واقعاً زلزله‏ای در تهران اتفاق خواهد افتاد؟ جواب به این سؤال، چندان سخت و پیچیده نیست اما اگر چنین چیزی واقعیت داشته باشد، اگر واقعاً زلزله‏ای بزرگ در راه باشد، (که معلوم نیست در راه باشد یا نباشد) آیا می‏توان از طرق مجرب و مطمئن، به دقت آن را پیش‏بینی کرد و از فجایع و خرابی‏ها و مرگ و میر آن به شدت کاست؟ ما معتقدیم که اگر این مهم خواسته شود و راه‏حل‏ها جدی گرفته شود، دور از انجام نیست. رؤیاها خبر می‏دهند همانطور که هزاران سال است خبر داده‏اند. و نیز ما می‏توانیم از شعور طبیعت، از هوشمندی مرموز جانوران و مخصوصاً سگ، موش صحرایی، روباه، دارکوب، مورچه‏ها، زنبورها و بعضی از حیوانات دیگر، برای پیش‏بینی بلایای طبیعی بهره‏های فراوان ببریم. حتی از تغییرات صدای پرندگان و قورباغه‏ها و از تغییر شکل ابرها و تغییرات آبها و بادها می‏توان به تشخیص قوی یا حتی تشخیص قطعی بلاهای طبیعی و بعضی از اتفاقات اتی پرداخت.


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده