مقدمه
استاد ايليا از حدود 12 سال پیش، فعالیت رسمی خود را آغاز کرد. وی که در همکاری با موسسات فرهنگی، از جمله موسسه علم موفقیت، اوامر یاسین و... به فعالیتهای فرهنگی اشتغال داشت، عمده تلاش خود را بر جلب جوانان به واقعیتهای مذهب و معنویت و بازگشت به هویت راستین انسانی، متمرکز نمود چرا که بی هویتی را ریشه و پایه اصلی انحرافات، و دستیابی به پاسخی صحیح برای سوال «من کیستم؟» را درمان بسیاری از مشکلات ميدانست.
به کارگیری روشهای پویا و موثر، باعث استقبال بینظیر و چشمگیر جوانان از دورههای سخنرانی ایشان شد به طوری که طی مدتی کوتاه، این دورهها آنچنان فراگیر و تعداد مشتاقان چنان زیاد شد که دیگر امکان برگزاری جلسات در فرهنگسراها و سالنهای اجتماعات میسر نبود و برگزارکنندگان به استادیوم های بزرگ و چند هزار نفری روی آوردند. جلساتی در استادیومهای شهيد افراسيابي و حیدرنیا، در چند نوبت و با حضور چندین هزار نفر در هر بار برگزار شد اما همچنان پاسخگوی جمعیت نبود. در حال حاضر، بیش از صد هزار نفر، از طریق ثبت نام در دوره های فرهنگی موسسه علم موفقیت، هنرجوی این موسسه هستند، که تعداد بسیاری از آنها جزو شرکت کنندگان و فعالان این دورهها محسوب ميشوند.
عمده فعالیت صدها هنرجوی فعال، متمرکز بر امور تحقیقات و مطالعات است که بخش عمده این مطالعات توسط استاد ايليا، پایه ریزی، راهبرد و برنامه ریزی شده است. تاکنون نتایج این تحقیقات، به اشکال مختلفی در اختیار عموم قرار گرفته است که از آن جمله نشر دهها کتاب در زمینه های متنوع، انتشار چندین نشریه استثنایی و پربار، و تهیه صدها مقاله و کار تحقیقی است که در حال آماده سازی یا در آستانه انتشارند.
آثار سازنده و مثبت تلاش های استاد ايليا در حیطه فرهنگی و ارتقای بینش عمومی، بخصوص در جوانان، با استناد به شهادت هزاران شاهد و فعالیتهای موثر صدها محقق و نویسنده، چنان انکارناپذیر است که نیازی به اثبات ندارد اما متاسفانه با وجود اثر استثنایی و بی نظیر این تلاشهاي سازنده ، روند كار، پس از مدت کوتاهی، با انواع سنگ اندازیها مواجه شد. موسسات مذکور به زودی در معرض سوالات مسئولین قرار گرفتند مبنی بر اینکه شما چه ميکنید؟ در حال ترویج چه هستید؟ و قصد دارید با این همه هنرجو چکار کنید؟ استاد ايليا کیست؟ عقایدش چیست؟ و...
البته مشکلی برای پاسخگویی به این سوالات نبود چرا که بارها تصریح شده بود که عمده این فعالیتها، فرهنگی است و جنبه سیاسی ندارد. پاسخگوییها آغاز شد حتی در مواردی استاد ايليا شخصاً اقدام به برقراری ارتباط با اشخاصی از جمله آقایان دکتر لاریجانی، دکتر متکی، آیت ا... دری نجف آبادی نمودند تا شبهات به طور کامل رفع شود و ابهامات به سوء تفاهمات منجر نشود.
اما گویا برای عده ای سوء تفاهمات پیشتر ایجاد شده بود و براساس آنها اقداماتي نيز شکل گرفت. عمده نشریاتی که تصور ميشد با استاد ايليا مرتبط هستند به دلایل واهی تعطیل شدند، جلوی فعالیت نشرها گرفته شد، و غرفه نشرها را در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بستند.
شرح این برخوردها و تهمت زدنها طولانی است اما در نهایت به این نقطه منجر شد که وزارت اطلاعات در هفتم خردادماه 86 اقدام به دستگیری استاد ايليا و سپس چند تن از اعضای موثر موسسه علم موفقیت نمود که از شاگردان ایشان محسوب ميشوند. در مقاطع اولیه اینطور عنوان شد که اتهام ایشان اقدام علیه امنیت ملی است اما ظاهراً پس از چندی و با بررسی صاحبنظران مشخص شد که نمی توان چنین اتهامی را متوجه استاد ايليا نمود. لذا اتهام فرقه سازي مطرح شد و البته نقطه استناد این اتهام نیز تبعیت نسبی و ابراز ارادت عده ای از شاگردان و توصیفات آنها از استاد بود. ایشان را دستگیر کردند و قصدشان را نابودی این جریان فرهنگی (به قول خودشان فرقه) و تخریب چهره استاد ايليا به عنوان رأس این جریان فرهنگی، قرار دادهاند. به صراحت اعلام میکنند که ایشان باید لیست کلیه شرکتکنندگان، آرشیو فیلمهای جلسات، و... را در اختیار آنان قرار دهد، از حضور دوباره در جمع شاگردانش به هر شکلی خودداری کند، ارتباط خود را با تمامی افراد قبلی و شاگردانش قطع کند، از کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی با آنان دست بکشد و به عبارتی تبعید شود. و البته این آغاز ماجراست!
با توجه به اتهامات وارده و به دلیل جوسازیهایی که تا کنون بر علیه استاد ايليا انجام شده در این مجموعه سعی میکنیم، تصویر روشنی از فعالیتهای ايشان، در معرض دید دوستداران قرار دهیم؛ بلکه از این طریق قدمی در راه رفع سوء تفاهمات و روشنگري حقايق پيرامون استاد و جمعيت ال ياسين برداشته باشيم.
نكته آخر اينكه، آنچه در این مجموعه ارائه شده ، تنها گوشهای از فعالیتهای استاد ايليا در تلاش برای نهادینه کردن فرهنگ تفکر و تحقیق در میان قشر جوان، به قصد افزایش آگاهی و هوشیاری، ارتقاء خودانگاره های ذهنی و دستیابی به هویت راستین انسانی است که برای هر حرکتی، چه در زندگی فردی و چه اجتماعی، ضرورتی انکارناپذیر است.
«جمعی از شاگردان استاد ايليا»