استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 119215
كاربران آنلاين : 4

آشنايي با تعاليم باطني

تعداد بازديد: 219

ضرورت‏ شناخت باطنى

 مى‏خواهيم بدانيم داشتن معرفت باطنى و شناخت موضوعات آن چه ارزشى دارد و به چه نتايجى منجر مى‏شود. در اين گفتار به برخى از پيامدهاى شناخت باطنى اشاره مى‏كنيم.
 
 حركت مفهوم‏ياب: وقتى كه خودآگاهى جريان تفكر را آغاز مى‏كند، پس از رها ساختن آن، جريان مذكور متوقف نمى‏شود بلكه اين جريان تفكر، در سطوح درونى‏تر ذهن به حركت مفهوم‏ياب خود ادامه داده و بعد از مدتى كه ممكن است كوتاه يا طولانى باشد، دوباره ولى اين‏بار به صورت جهش‏يافته، از عمق ذهن به سطح خودآگاهى آمده و در آن ظاهر مى‏شود. اين جريان تفكرى، در صورت داشتن انرژى، عزم و ساير مؤلفه‏هاى ضرورى، بر سطوح درونى‏تر آگاهى اثر گذاشته و پس از تثبيت و استحكام، خود به منشأ اعمال، بينش‏ها، دريافت‏ها و حالات و وضعيت‏هاى جديد تبديل مى‏شود.
 
 شخم زدن زمين باطنى: شناخت باطنى به نوعى آماده‏سازى زمين باطن، براى به ثمر رسيدن دانه‏هايى كه در آن كاشته شده يا كاشته خواهد شد، منجر مى‏شود. اين حركت تفكر شبيه شخم زدن زمين است.
 
 عمل حقيقى: اگر شناخت كامل شود، خودبخود به عمل تبديل خواهد شد. هم چنين فهم، عمل رو به بالا ببار مى‏آورد. اين عمل خودبخودى، بسيار ارزشمند است. زيرا در اثر عمل خودبخودى، ما به حوزه‏ى خودانگيختگى و هدايت لحظه‏اى وارد مى‏شويم.
 
 تسلط، تصرف و كنترل: به اقتدار درآوردن و كنترل يك چيز با شناخت كامل آن چيز ميسر مى‏شود. هرگاه بر چيزى اقتدار پيدا كنيم، قدرت تسلط و تصرف بر آن چيز را مى‏يابيم. هرچه فهم كامل‏تر باشد، تسلط بر آن چيز كامل‏تر است.
 
 سيّاليّت روح: شناخت، بر سيّاليّت روح و جارى و فعال شدن آن اثرى قاطع و تعيين‏كننده دارد.
 
 تجربه حيطه‏هاى ديگر: هرچه را كه روح انسان در اين جهان بشناسد و ادراك كند، امكان تجربه آن در حيطه‏هاى ديگر ميسّر مى‏گردد. با وجود شناخت كامل از يك موضوع )خارج از حيطه اين دنيا( يا فهم حيطه‏هاى ديگر، روح هر وقت كه لازم بداند به تجربه آن جهان‏ها دست مى‏زند. اما بدون وجود شناخت از حيطه‏هاى ديگر، امكان عبور از آن حيطه‏ها و تجربه آن‏ها براى روح بعيد است.
 
 عزم‏ها: فهم به تولد قصدِ خودبخود منجر مى‏شود و )در آخر( تولد قصد به آهستگى رخ مى‏دهد. عزم‏ها)قصدها(ى طبيعى و عمل‏كننده باطنى كه عامل بروز تغييراتى در زندگى درونى و در حوزه روح فرد مى‏باشند، از بعدى، زاييده شناخت هستند. عزم‏هايى كه به اين ترتيب بروز مى‏كنند، خلاق بوده و به نتيجه مى‏رسند اما عزم‏هايى كه بر اثر تحريك هوس‏ها و هيجانات بوجود مى‏آيند در حوزه‏هاى باطنى، عموماً غيرفعال بوده و قادر به ايجاد تغيير نمى‏باشند. مى‏توان گفت كه قصد طبيعى و خلاق براساس دانايى و هوشيارى است و قصدى كه بر نادانى استوار باشد در حوزه‏هاى بالا و باطنى عمل نمى‏كند.
 
 تغيير بينش: تغيير آگاهى به تغيير بينش و انديشه‏ها منجر شده و اين خود، تغيير در نظام ارتعاشى انسان را به دنبال دارد و نخست بر كيفيات زندگى باطنى اثر مى‏گذارد...
 
 جلوگيرى از هرز رفتن: شناخت باطنى از هرز رفتن انرژى، زمان و امكان جلوگيرى مى‏كند.
 
 امتداد جريان آگاهى: هرچه فهم رو به كامل شدن برود، جريان آگاهى نيز كامل‏تر مى‏شود و در جهان‏هاى ديگر امتداد مى‏يابد. در اثر امتداد جريان آگاهى در جهان‏هاى ديگر، آگاهى گسترش يافته، تعميم پيدا كرده و تعميق مى‏يابد.
 
 گسترش هستى: فهم، منجر به گسترش هستى مى‏شود. وقتى »من« درخت را فهميد، هستى »من« از هستىِ درخت عبور مى‏كند. وقتى آسمان را فهميد، از هستىِ آسمان عبور مى‏كند...
 
 افزايش سرعت درك: به تناسب سرعت فهم، سرعت روح نيز بالا مى‏رود. اگر سرعت فهم بالا رفت، خلاقيت بخشيدن بالا مى‏رود و فاصله‏ى بين قصد و تجلى قصد، كمتر مى‏شود.
 
 افزايش توان فهم: در اثر شناخت بيش‏تر، توان فهميدن افزايش مى‏يابد...
 
 عبوركنندگى: هر چيز كه فهم شود، توان عبور از آن چيز امكان‏پذير مى‏گردد. اگر اين جهان فهم شد، مى‏توان از آن عبور كرد.
 
 يگانگى: شناخت و فهم در حالت متعالى به يگانگى منجر مى‏شود.
 
 ...
    »برگرفته از درس‏هاى الفباى ماورائى«

 


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده