استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 119215
كاربران آنلاين : 4

آشنايي با تعاليم باطني

تعداد بازديد: 228

روح زايي سياليت روح است

 هرچقدر روح به حالت ريح كه روان و سيال است نزديك‏تر باشد، به طبيعت خلاق و الهى خود نزديك‏تر شده و امكان او براى تحقق روح الهى بيش‏تر است. انسان‏ها از اين نظر به گروه‏هاى مختلفى تقسيم مى‏شوند. قالب روح خلاق، كه قدرت و شعور آن نامحدود است، در درون انسان‏ها ممكن است مانند سنگ و خاك باشد، يا مانند يخ، يا آب، يا بخار، يا آتش يا صوت يا نور. كه هر يك از اين حالات نيز، خود داراى درجاتى است.
 
 آن كه قالب روح در او مانند سنگ است، از لحاظ باطنى و زندگى روحى، مرده محسوب مى‏شود. چنين شخصى از لحاظ باطنى، كاملاً ضعيف و ناتوان است. نيروهاى كيهانى در وى، كاملاً نابود شده است. اين گروه از انسان‏ها از مرحله حيوانى پايين‏تر آمده و تنها، جسدى متحرّك هستند. وضع آنان شباهت زيادى به مردگان، مردگانى كه قالب روح‏شان چون سنگ قبر است، دارد.
 
 و در كسانى كه كالبد روحشان مانند يخ است، نيروهاى كيهانى و قابليت‏هاى باطنى كاملاً منجمد و راكد مى‏باشند. وضعيت آن‏ها به حالت كُما شبيه است نه آن‏طور زنده‏اند و نه كاملاً مرده‏اند. اما گاهى با گرم شدن و تابيدن نورى به روحشان ذراتى از اين يخ، ذوب شده و علائمى از روح الهى آشكار مى‏شود.
 ...
 
 اما آن كه روحش در نور استقرار دارد و آنقدر روح سيال و جارى شده كه به نور شبيه گشته و لباسى از نور بر تن كرده، او تواناترين، كامل‏ترين و داناترين موجودات است. او بر همه موجودات عالم برترى و اقتدار دارد. در حالت نور، روح خلاق قادر است به وضوح خود را و قابليت‏هاى خارق العاده و كيهانى خويش را آشكار نمايد و دست به هر كارى بزند. حتى اگر آن كار، معجزه و غيرممكن به نظر برسد... تفاوت كارايى و توانايى‏هاى كسى كه در قبر مدفون شده و سنگ و خاك، لاشه او را پوشانده است با كسى كه در نور پيچيده شده و با نور يگانه گشته تا چه اندازه است؟ تفاوت قابليت‏هاى سنگ و خاك با نور و روشنايى، تفاوت بين پست‏ترين و برترين ارواح انسانى است.
 
 براى صعود و تجربه مراحل بالاتر و عميق‏تر هستى مى‏بايست روح هرچه سيال‏تر و جارى‏تر شود و اين خود به معناى پايين آمدن روح و القاء آن مى‏باشد. جريان يافتن روح، همان پرواز روح است و ركود و انجماد آن، سقوط و به پايين افتادن است...
«برگرفته از مكتوبات»
 


روح‏زايى روح‏يابيست
 
روح‏زايى باطن زندگى متعالى و اصل هنرهاى ماورائى است. روح‏زايى شكوفا شدن دانه الهيست كه روح خوانده شده. با تبديل شدن اين دانه به درخت و به بار نشستن آن، زندگى متعالى رخ مى‏دهد...
 روح‏زايى فعال‏شدگى و بارورى و زايندگى روح و آنگاه به بارش درآمدن آن است. سيال شدن و به جريان افتادن آن، جوشيدن روح، شبيه به چشمه‏اى كه از زمين مى‏جوشد، جويبارى مى‏شود و رودخانه‏اى و به دريا پيوستن.
 روح‏زايى خلاقيت روح است و روح خلاقه را به آشكارى رساندن و برخوردارى از آن. از قوه به فعل آمدن روح است. روحى كه الهيست و از روح خداوند در انسان دميده شده. بازگشت روح به طبيعت راستين و نامحدود خويش است.
 روح‏زايى روح‏دانيست و اين واقع نمى‏شود مگر با يكى را يافتن و يكى را دانستن و يكى را زيستن...
 روح‏زايى وهم‏زدايى از روح است و به درخشش واداشتن آن. روح چون خورشيدى زندگى‏ساز است كه در هزاران پرده پيچيده شده و در تاريكى پيرامونِ خود ناپيدا گشته. و روح‏زايى پاره كردن اين حجاب‏هاى پوشاننده نور است.
 روح‏زايى، نورزاييست، روح‏يافتگى و روشن‏شدگيست.
« برگرفته از مكتوبات»
 

 


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده