استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 119215
كاربران آنلاين : 5

علم مبارزه

تعداد بازديد: 60

رفتار مردم با بزرگان

 

مردم و حكومت ها با فرستادگان خداوند چگونه برخورد كردند؟ اين را خداوند در قرآن بارها بيان كرده است. انبياء الهي و مردان خدا، غالباَ از طرف مردم و حكومت هاي زمان خودشان متهم و محكوم شده اند. متهم به ديوانگي، به جادوگري، به فريبكاري و دروغ گويي؛ به تلاش براي كسب قدرت و مقام؛ به خودنمايي و بدعت گذاري و سنت شكني؛ و به شعر خواني و شعار گويي. و بسياري ديگر توسط آنان محكوم شده و به قتل رسيده اند. آنان براي بدنامي صالحان به هر كاري دست زدند. تهمت ها، شايعه ها، جعليات، شهادت هاي دروغ، تبليغات مسموم، مدرك سازي ها، جار زدن ها، تهديدها و فشارها. اما چون خدا با فرستادگان خود بود سرانجام فرستادگان الهي پيروز و همة دشمنان آنان هلاك شدند. با وجود آنكه همة آنها داراي نشانه هايي از طرف خداوند بودند كه ادعايشان را به اثبات مي رساند اما دشمنان خداوند، به عمد از توجه كردن به اين نشانه ها طفره مي رفتند. يا سعي داشتند آن را به گونه اي بي اعتبار كنند. در عوض گاهي از سر جهالت و هوس هاي خود نشانه هايي مضحك را درخواست مي كردند. مانند اينكه اگر راست مي گوييد پس چرا خداوند فرشتگان خود را نمي فرستد تا شما را تأييد كنند يا اينكه چرا خداوند خودش پايين نمي آيد و حرف شما را نمي زند. يا معجزاتي غير از آنچه واقع شده بود را در خواست مي كردند كه خداوند فرمود حتي اگر وقوع اين را هم ببينند باز هم ايمان نمي آورند و مي گويند اين جادو و چشم بندي است…

غالباً تعداد ياران چنين بزرگاني در زمان خودشان اندك بود…

 قدر آنها تا سال ها بعد از آنها شناخته نشد. آنان بيشتر مورد قبول و قدرداني غريبه ها بودند تا مردم خود و از جانب مردم خود رانده مي شدند. استدلال مردم اين بود كه كسي كه تا ديروز مثل ما بوده، مثل ما خورده و خوابيده و رفتار كرده، و آنچه بر ما گذشته بر او هم گذشته چطور ممكن است ناگهان منتخب خدا شود و رابط جهان بالا با پایين باشد. حتي اكثراً خانواده و نزديكان آنها نيز از قبول آنها سر باز زدند و به انكار آنها پرداختند. گاهي دشمني و انكار اين گروه اخير بيش از سايرين مي شد…

با آنكه وجود شيطان صفتان پر از دروغ و تناقض است اما آنها در كمين مي نشستند تا بلكه تناقض يا دروغي در وجود صالحان بيابند و آنرا به نيزه اي ضربه زننده تبديل كنند و به صالحان بتازند و چون تناقضي نمي يافتند آنرا با فكر خود مي ساختند و بهانه سازي مي كردند. اگر راه هاي تهاجم بر آنها بسته مي شد از آن بزرگان دوري مي كردند و به جنبه اي ديگر مشغول مي شدند تا بلكه صداي آنان را نشنوند و خيالشان آسوده بماند…

حركت بزرگان بر خلاف حكام ظالم بود و منافع آنها را به خطر مي انداخت پس حكام ظالم از هر طريقي كه مي شد بر آنان مي تاختند و سعي در تخريب و نابودي آنان داشتند و شايد هم با دروغ سازي هاي خود به ظاهر تا چند روزي موفق مي شدند و حتي مردم را وادار مي كردند كه آن بزرگان را لعن و تقبيح كنند و به شكل هاي گوناگون آنان را به توهين و تمسخر بگيرند. اما از آنجا كه حقيقت آشكار شدنيست بزودي همة اين نيزه هاي پليد خرد مي شد؛ دروغ ها و تهمت ها فاش مي شد؛ توطئه ها برملا مي گشت و جعليات به اعترافات مبدل مي شد.

بزرگان بسيار بيشتر از تعداد دوستان، دشمن داشته اند. حتي بعضي از بزرگان را مي توان با شمارش دشمنانشان شناخت.  

… خدا با هر كه باشد فتح و پيروزي براي اوست.


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده