استاد ايليا «ميم» رام الله
منوي اصلي

جستجو
ورود اعضاء
ايميل :
رمز:
تعداد بازديد : 119215
كاربران آنلاين : 5

تسليم الهي

تعداد بازديد: 191

تمرين زندگي

«خداوند متعال، هستی را هست كرد تا آشكار شود، پس چنین شد.»
و چرا ما زنده‌ایم و چرا زندگی می‌كنیم؟ اگر در هستی تنها اوست كه هست، پس هدفی جز هدف او نیست، اگر هست توهّم است و خیال باطل...
همان طور كه هدف همه‌ی مخلوقات هستی این است كه باشند هر آنچه هستند، و آشكار كنند، حقیقت خود را، هدف انسان نیز همین است. این همان رشد و شكوفایی تا نقطه‌ی كمال و اتصال به لایتناهی و بی‌كرانگی است.
«پیوستن به او تنها در ظهور اوست و ظهورش، در بازگشت و نزدیكی به او.»
این را محور اساسی و خط مشی اصلی زندگی خود قرار دهید. حقیقت و جوهر زندگی را دریابید و تجربه كنید. جز این، تنها در اوهامِ تاریك و غم‌انگیز زندگی خواهید زیست.
به دنبال انواع گوناگون اعمال، تمرینات، بازی‌ها و مشغولیت‌های مخرب و گرفتاركننده نگردید. عمل و تمرین اساسی را بگیرید و آن را تا دسترسی بر او، تداوم ببخشید. و بر انجام آن محكم و استوار بمانید. اما این تذكر را جز انسان‌های بیدار و فهمیده نمی‌شنوند...
هر كسی برای ره‌یافتن به خداوند و وصل به نامحدود، دیدگاهی دارد. برخی از این نظرات معروف‌ترند. حركات عجیب و غریب، رفتارهای بی سر و ته، مراسم و تشریفات مضحك و غیره از این دسته‌اند. اما اینها راه نیست. راه خدا روشن و نورانی است. در نهایت پیچیدگی، ساده و بی‌تزویر است. در اوج عظمت و بلندی در دسترس همگان است...
نظر چه كسی در باره‌ی راه و روش زندگی انسان صحیح و درست است؟ خالق آسمان‌ها و زمین، انسان و جهان را آفرید و برای آنان هدفی مقرر داشت. او بر همه‌ی اسرار آفرینش آگاه است. گذشته، حال و آینده را خود رقم زده و آن را می‌داند. پس تنها اوست كه می‌داند انسان چگونه به هدف حقیقی خود نایل می‌گردد. اوست كه راه بازگشت به خود را می‌داند. می‌خواهد آشكار شود. خود بهتر از هر كسی راه ظهور خود را می‌داند.
باید طبق نقشه و برنامه‌ی او عمل كرد. اگر بخواهید از چند برنامه و از دیدگاه چند نفر استفاده كنید، قطعاً از مسیر اصلی منحرف می‌شوید. پس باید تنها به او گوش بسپاریم و از تعلیمات او پیروی كنیم. و او از طریق روح، منتخبین و كتاب خود تعلیم می‌دهد.
محور اصلی و خط مشی اساسی طرح الهی و نقشه‌ی كیهانی چیست؟
آشكاری عشق به خداوند كه كلید اصلی آن تسلیم محض است. زیرا عشق وقتی می‌آید كه «من» و سایه‌های من نباشد. شاهرگ «من» خواست و اراده‌ی شخصی است.
پس اگر خواسته‌ای از خود نداشته باشیم، و اراده و نظر ما اراده و نظر الهی باشد، آنگاه عشق ورزیدن، آغاز می‌گردد. غوغا می‌كند، ظاهر می‌شود و در این فوران نور، خداوند است كه آشكار می‌شود و این ماییم كه به او بازگشته‌ایم.
اینجاست كه تمرینات و اعمال اصلی ما برای زندگی متعالی و ورود به هستی الهی معلوم می‌شود، مهمترین و اساسی‌ترین كاری كه برای شادی پروردگار، برای خود و همنوعان و كل هستی می‌توانیم انجام دهیم، همانا عشق ورزیدن است. خط اصلی زندگی خوب و رو به آسمان اینست كه با خداوند رابطه‌ای عاشقانه داشته باشیم. عاشق در ارتباط با معشوق خود چگونه عمل می‌كند، همانگونه باشیم و همان طور عمل و زندگی كنیم. اولین نشانه‌ی «عاشق» تسلیم است. تسلیمی ‌با تمام وجود...
ادامه دارد


چاپ
 
 لينك
 
 ارسال به دوستان
 ايميل دوستان :
 يادداشت :
 ايميل شما :
 
 نظر شما چيست؟
 نظر :
 نام :
 ايميل :
 
 نظرات داه شده